شيخ حسين انصاريان

81

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

هزارگونه بلنگم به هر رهم كه برند * رهى كه آن به سوى توست تركتاز كنم اگر به دست من افتد چو خضر آب حيات * زخاك كوى تو آن آب را طراز كنم زآفتاب و زمهتاب بگذرد نورم * چو روى دل سوى آن شاه دلنواز كنم چو آفتاب شوم آتش و زگرمى دل * چو ذره‌ها همه را مست و عشق باز كنم آرى ، به عشق او دم زدن و به ذكر او زيستن و به ياد او بودن و ظاهر و باطن را براى او آراستن ، مقصد اعلا و هدف و الا است و بعثت انبيا و زحمت امامان عليهم السلام به همين خاطر بوده است . فناى در حق با لباس صدق راهنمايان راه آمدند تا بشر اين جهان مادى را با همه دستگاهى كه دارد ، وسيله‌اى براى رسيدن به مقام قرب قرار دهند و تدريجاً مقام به مقام را طى كرده ، خيمهء هجر از سرزمين دل بركنده و عمارت وصل بنا كنند و از دوگانگى گذشته به مقام وحدت رسند و از بقاى خود دست برداشته به فنا افتند و به فرمودهء حضرت صادق عليه السلام بر درون خويش لباس صدق پوشند كه هركس لباس صدق بپوشد از همه چيز بگذرد و فانى در حضرت باقى شود . عارف نامدار روزبهان بقلى شيرازى در اين باب براساس آيات كتاب و روايات دقيق توضيحى بدين صورت دارد : توحيد ، ذروهء علياى احوال است و عروه وثقاى مقامات است و تيجان انبيا است و حليهء اوليا است و حقايق توحيد نه هر رهروى كه راه يافت ، يافت كه سر توحيد لباس ربوبيت است كه « جان جان » بدان ملبس است ، تا واحد در واحد نشود سالك در عين عيان توحيد نرسد . اگر كسى به مقام فنا نرسد به جايى نرسيده ، مقامى كه خود و جهان را به حقيقت نفى كرده و در نفى خود و جهان ،